شبها موقع خواب به اتاق سالار مي رم و كمي پيشش مي شينم. بعد همديگه رو مي بوسيم و شب به خير مي گيم. چند شب پيش وقتي خم شدم كه ببوسمش، موهام ريخت روي سر و صورتش، برگشت گفت: مامان، وقتي مي آي مهد كودكم، چادر مي پوشي، زشت مي شي. ازش پرسيدم: الان قشنگم؟! گفت: اوهوم.
فرداش صبح كه رفتيم مهد، جلوي مقنعه ام رو از زير چادر بيرون گذاشتم و ازش پرسيدم: سالار! الان خوبم؟ گفت: بله.
بعد از ظهر كه رفتم دنبالش در پاسخ به همين سوالم گفت: مامان، وقتي موهاتو بيرون نمي ذاري ، قشنگ نمي شي. ديگه ديدم بايد وارد بحث هاي آموزشي بشم. گفتم مامان، آخه موهاي خانوما رو نبايد به جز بابا و داداش و پسر و عموو ودايي شون كسي ببينه. سالار گفت: پس چرا بعضي ها ....، منظورشو گرفتم و گفتم: خدا گفته، ما هم انجام مي ديم، خوب بعضي ها هم انجام نمي دن، ما به اونا كاري نداريم كه! ما انجام مي ديم.
جالبه، حتي بچه ۵ ساله از روي مباحث زيبايي شناختي ذاتي اين علامت رو به ما م يگه كه،خانوما با مو جذاب تر و يا زيباتر به نظر مي رسن و جلب توجه مي كنن، حالا براي بچه يه جور و براي بزرگتر از بچه يه جور ديگه، به هر حال جلب توجه مي كنه.
يكي از همكارا تعريف مي كرد: كه يکي از فاميل ها شون (چي شد؟؟) يه روز كه رفته مدرسه دنبال دختربچه هاي دو قلوش، البته مدرسه خيلي سانتالي هم نبوده ولي به هر حال، برگشتن گفتن كه مامان ، وقتي مي آي دنبال ما حداقل يه خط توي چِشات بكش. ![]()
اينكه بچه ها اين حرف رو بزنند تعجبي نداره و طبيعيه كه به نظرشون زيباتر برسه، اما اينكه ماي پدر و مادر چطور اونها رو در سنين مختلف با اين جور مسايل آشنا كنيم و به اون ها ارزش ها رو با دليل منتقل كنيم خيلي اهميت داره، چرا كه ما تا هميشه در كنار اونها نخواهيم بود و بايد آن چنان مستدل با اونها برخورد بشه كه هميشه بيمه باشن و بيمه كردن خودشون رو حتي بدون وجود ماها ياد بگيرن. سخته، مبارزه با اون چيزي كه به طور ذاتي اون رو زيبا مي بيني اما بايد اون رو بپوشوني و يا ازش چشم بپوشي، البته كه!! زيبايي فرمانبرداري و اطاعت حلاوتي شيرين به آن اضافه مي كنه ها اااا!
خيلي از مواقع با خودم فكر مي كردم و مي كنم كه واقعا جلوه نمايي از مهمترين خصوصياتي است كه يك زن بي واسطه در وجود خودش احساس مي كنه و شايد شديدترين ميل زنانه باشد. اما در اديان آسماني مختلف، بر روي همين خصوصيت دست گذاشته شده و زنها رو به خاطر خودشون، از آن نهي كرده اند.
اما در طرف ديگر مردها رو مي ديدم كه بدون نياز به پوشش سختي مي گردند، نكته اي كه به نظرم رسيد، اينه كه به طور متقابل مردان هم از يكي از بزرگترين كشش هايشان منع شده اند كه همان عذر مي طلبم ، نگاه آلوده و لذت آن است.
خوب ديگه، ديدم سر به سر شديم با آقايون!! از حسادتم فرو كاسته شد.



